یادداشتهای شخصی
در روزهای خیلی مهم
...حالا کم کم وارد روز ششم ماجرا می شویم
ضربه اول چنان قاطع وارد شد که پاک آدم رافلج کند و قطع نخاع بشوی.
با این حال، نشدی.
خودت را بتدریج جمع و جورکردی
و حواست سر جایش آمد و وارد بازی سخت شدی.
که منجر به آشفتگی طرف مقابل شد و چند تا ضربه خیلی سخت دیگر وارد کرد.
انتظار این بود که به سنت نیاکانت به کل کنار بکشی
و بروی موسیقی فلج کننده ات را گوش کنی و کتابهای شعر آه وناله ات را دوره کنی.
که نکردی.
بنا به تجربه تاریخی ، درست در این روزها اگر قرار باشد آدم زمین بخورد
حالا حالا ها وقت جبرانش را نخواهد داشت
ظاهرا حریف ،هم اساسی می زند هم مغز قوی دارد.
...
اما اینطرف ،که آدمهایش از خون ریختن بیزارند
ودر خیابان دستهای هم را می گیرند هم می تواند از مغزش استفاده کند و همفکری کند
البته اگر قصد واگذار کردن بازی و باز یک بیست و پنج سالی زانو ی غم بغل کردن را نداشته باشی
یادآوری/
همانطور که می دانید مرحله اول و اصلی کودتای بیست و هشت مرداد روز بیست و پنجم مرداد انجام شد.
با اینحال کودتا در آن مرحله با مقاومت مصدق و طرفدارانش شکست خورد..
سه روز بعد ،روز بیست و هشتم ماه ،عوامل کودتا نیروهایشان را دوباره جمع کردند
و بضرب اوباش و قمه کشان بازی را تمام کردند.
به فاصله کمی بعد از آن دکتر فاطمی سلاخی شد و
آنها شهر رادر دست گرفتند
.